جوجوهای ناز ما

...!!! شب نامــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.....

1391/3/25 12:37
نویسنده : مامان مهربون
284 بازدید
اشتراک گذاری

قرصهای کشنده ی اعصاب...

 

گریه های ساکت...

از بغض های نشکسته که اصلا حرفی نزنید...

این شبها چشمهایم را که می بندم حس می کنم روحم قصد عزیمت دارد...

به کجا؟؟!!

نمیدانم...

گریه هایم رودی می شوند و جسم خسته ام قایقی...

روحم، پارو زنان به سمت ناکجا آباد پیش می رود و ....

..................................

حرفی نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .دارم...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)