جوجوهای ناز ما

براي شيطون بلاها

  لالایی کن بخواب خوابت قشنگه گل مهتاب شبات هزار تا رنگه یه وقت بیدار نشی از خواب قصه یه وقت پا نزاری تو شهر غصه لالایی کن مامان چشماش بیداره مثل هر شب لولو پشت دیواره دیگه بادکنک تو نخ نداره نمی رسه به ابر پاره پاره ...
18 ارديبهشت 1391

براي نگار جونم

زندگي همچون کلافي پيچ در پيچ است که اولش پيچ است وآخرش هيچ است عجب معلم بدی است این طبیعت که اول امتحان میگیرد بعد درس میدهد    بنام انکه اشک راآفريد تا آتش جنگلهاي عشق را خاموش کند هر کس به طریقی دل ما می شکند بیگانه جدا دوست جدا می شکند بیگانه اگر می شکند حرفی نیست از دوست بپرسید که چرا می شکند دوست دارم زير بارون گريه کنم مي دوني چرا؟ چون کسي اشکهامو نمي بينه حتي تو عزيزم اي بسته به تارو پودم من لايق عشق تو نبودم عشقي که نهفته در دلم بود در راه محبت تو کم بود سکوت تنها دوستي است که هرگز خيانت نمي کند عشق دو دستي تقديم نمي شود پ...
18 ارديبهشت 1391

عاشقانه

سلام میکنم از روی مهربانی / سلام میکنم از روی شادمانی سلام میکنم تا جان دارم / که خواننده این سلام را دوست دارم   آن حرف که از دلت غمی بگشاید / در صحبت دل شکستگان میباید هر شیشه که بشکند ، ندارد قیمت / جز شیشه دل که قیمتش افزاید  . . .   گل نشکفته در باغ امیدم / ز باغ زندگانی قصه چیدم ندیدم من ز دنیایم وفایی / به قلبم غصه و غم را چشیدم  . . .   همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من  . . .   دو چشم آبی ات را میپرستم / لبان عنابی ات را میپرستم برای من تو بی تابی مکن یار / که من شادابی ات ر...
17 ارديبهشت 1391

جملات زیبا

تـو چـه ميداني از حـالُ روز ڪـَسي ڪـﮧ ديگــر هيــچ نـِگاهي دِلــَش را نميلَرزانــَد ... میدانمـ روزیــــــ تو میـ آییــــــــ بهـ امید آمدنتـــــــــــ ـهر روز در شهــــــــــر سرگردانمــــــ ..... قلبی که به یک لحظه دو صد عشق پذیرد باید که چنین قلبی ز اندوه بمیرد بی عشق و محبت نتوان زیست ولیکن یک قلب چگونه دو محبت بپذیرد؟!؟!؟!؟!؟ تنها گرگها نیستند که لباس میش می پوشند گاهی پرستوها هم لباس مرغ عشق برتن می کنند.. عاشق که شدی کوچ میکنند!! بی خوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم که شب آرام...
17 ارديبهشت 1391

بدون عنوان

پیرمردی به زنش گفت: بیا یاد قدیما کنیم... من تو پارک باهات قرار میذارم بعد تو بیا. یکی دو ساعتی طول میکشه میبینه زنش نیومد!!! میره خونه میبینه زنش نشسته داره گریه میکنه... میگه چی شده؟؟؟!!! زنش میگه : بابام نذاشت بیام!!! . . . شادمانی سرمایه جاودان زنگیتون.. ...
17 ارديبهشت 1391

آرزوی مادر برای فرزندش(فرزندانش)

      دلبرکم:                      اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی                      و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد                        و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد     و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی   آرزومندم...
16 ارديبهشت 1391

ساده زندگی کن

صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! " و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم! > > همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه  ...
16 ارديبهشت 1391