جوجوهای ناز ما

دل نوشته

واقعا دلم گرفته.ذره ذره میشکنم.از همه چی.جالب اینجاست جز خودم کسی شکستنمو نمی بینه.ذره ذره آروم آروم ... بغض سختی دارم. چرا این حرفا رو توی نی نی وبلاگ می گم نمی دونم.شاید توی بقیه وبلاگ هام کسی هست که منو بشناسه.ولی اینجا فقط آقامه که میشناسه منو. حتی حس شعر گفتن هم ندارم. به قول بابام 22سال بیشتر نداری چرا اینقدر احساس پیری و دل مردگی می کنی؟؟ نمی دونم...
17 اسفند 1390

بدون عنوان

دخملیام؟ کجایین؟باز قایم شدین؟دیگه نمیایید با مامان حرف نمی زنین.مامان غصه می خوره ها.دوست دارین مامان غصه بخوره؟شکایتتونو به بابا می کنم.دیگه دوسم ندارین.برای خودتون مامان پیدا کردین؟پس برید باباتونم عوض کنید.نوموخوام.دوسم داشته باشید ...
17 اسفند 1390

شما در هنگام تولد چه چیزی گفتید ؟

1. ما نخواییم بیایم بیرون کیو باید ببینیم؟ 2. دستتو   بکش خودم میام بیرون 3. برید کنار من   اومدم 4. من به نشانی اعتراض سکوت کردم 5 .  من متعلق به همه   ام 6. آی لاویو پی ام سی 7. دخترم یا پسر؟ 8. یا   علی !!!!! 9. نا محرم تو اتاق نباشه شورت پام نیست 10. از تعجب تا 2سال   حرف نزدم 11. من چیزی نگفتم همه گفتن عجب عروسکیه 12. اوفففففف عجب   چیزی این پرستاره 13. من کیم؟تو کی هستی؟اینجا   کجاست؟ ...   ...
17 اسفند 1390

برایت آرزو دارم ...

  دعایت می کنم، عاشق شوی روزی بفهمی زندگی بی عشق   نازیباست دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی به لبخندی   تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب   ها بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم، در آسمان سینه   ات خورشید مهری رخ بتاباند دعایت می کنم، روزی زلال قطره   اشکی بیاید راه چشمت را سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با   مهر دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی با دل بکوبی کوبه   مهمانسرای خالق خود را دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا تنها به قدر   یک ر...
16 اسفند 1390

تلفن

باز تلفن زنگ می زنه توی گوشم آهنگ می زنه میگم الو سلام بفرمایید از پشت خط صداش میاد صدای خنده هاش میاد میگه سلام به دخترم برات یه هدیه می خرم سلام به پسرم برات یه هدیه می خرم.     جوجوها این یکی از شعر های دوران مهدکودکم بود.بازم میام براتون شعرهایی رو که اونجا یاد گرفتم می ذارم.ج ...
13 اسفند 1390